پایگاه خبری خط معروف

پنج شنبه ۰۹ بهمن ۱۴۰۴
کد خبر: ۱۱۱۸۲
سریالی که خانواده را به متن روایت بازگرداند
دوشنبه ۱۷ شهریور ۱۴۰۴
دکتر حمید مردانیان، معاون علمی و فرهنگی این ستاد، با انتشار یادداشتی درباره سریال نمایش خانگی «شکارگاه» به کارکردانی نیما جاویدی، این اثر را مورد تمجید قرار دارد.
درباره مجموعه نمایش خانگی «شکارگاه» که ارزش‌های اصیل را به قالب یک درام تاریخی ریخت

به گزارش اداره کل روابط عمومی و امور بین‌الملل ستاد امر به معروف و نهی از منکر، دکتر حمید مردانیان، معاون علمی و فرهنگی این ستاد، با انتشار یادداشتی درباره سریال نمایش خانگی «شکارگاه» به کارکردانی نیما جاویدی، این اثر را مورد تمجید قرار دارد و از بازنمایی پرظرافت و هنرمندانه اهمیت خانواده در جامعه ایرانی به عنوان یکی از مهم‌ترین امتیازات این مجموعه یاد کرد.

متن این یادداشت را در ادامه از نظر می‌گذرانید:

سریال «شکارگاه» نمونه‌ای کم‌نظیر از یک روایت تاریخی - خیالی است که نشان داد درام ایرانی هنوز هم ظرفیت خلق آثاری پرمایه، پرکشش و منطبق بر ارزش‌های فرهنگی را دارد. این اثر توانست با طراحی داستانی منسجم و فضاسازی چشم‌نواز، مخاطب را تا آخرین لحظه با خود همراه کند؛ در حالی که در لایه‌های زیرین روایت، نقدی ظریف و هنرمندانه به فساد و تباهی دربار شاهان قاجاری داشت.

شخصیت «پیشکار ولیعهد» در این مجموعه، نه فقط یک کاراکتر داستانی که نمادی روشن از اعمال نفوذ افراد نالایق و مجیزگو در ساختار قدرت آن دوران بود؛ تیپی که تاریخ ما از آن پر است و «شکارگاه» با ظرافتی مثال‌زدنی آن را بازسازی کرد. این رویکرد، علاوه بر جنبه سرگرمی، ارزش آموزشی و تاریخی هم دارد، زیرا نشان می‌دهد چگونه بی‌کفایتی و رانت‌جویی، مسیر فروپاشی قدرت‌ها را هموار می‌کند.

اما اوج قدرت این سریال در طراحی و نمایش تحول شخصیت‌ها هویدا شد؛ تحولی که از جنس شعار نیست، بلکه از دل موقعیت‌ها و بر مبنای منطق دراماتیک شکل می‌گیرد. شخصیت «میرعطا» از مصادیق روشن این تحول هنرمندانه است. او که در قسمت‌های ابتدایی از شدت حب مقام و جاه‌طلبی‌های نظامی خود کور شده بود، با پیشروی داستان، به پدری قهرمان مبدل گشت که برای حفظ خانواده‌اش، با متجاوزان انگلیسی سرشاخ شد و جانش را فدا کرد. این تغییر، نه‌تنها باورپذیر که تکان‌دهنده است، زیرا به مخاطب یادآوری می‌کند که در بزنگاه‌های واقعی، اصالت انسان در وفاداری به خانواده و ارزش‌ها معنا پیدا می‌کند.

در کنار این، شخصیت «عیسی» نیز خط تحولی خیره‌کننده‌ای داشت. مفتشی که در آغاز تنها به فکر نجات جان خود بود، اما در ادامه، با تمهیدات هوشمندانه نویسندگان، به مردی بدل شد که حتی وقتی خطر مرگ در یک قدمی او بود، باز هم خیانت به خانواده زنی که می‌خواست با او ازدواج کند را نپذیرفت. این انتخاب اخلاقی در نقطه اوج داستان، به شخصیت «عیسی» عمق بخشید و نشان داد که «شکارگاه» در پی آن نیست که صرفاً داستانی حادثه‌محور روایت کند، بلکه دغدغه اخلاق و انسانیت را دارد.

با این حال، شاید ارزشمندترین لایه معنایی «شکارگاه» در تأکید بر قوام خانواده نهفته باشد. خانواده‌ای که در این مجموعه بارها تا مرز فروپاشی پیش رفت، اما به مدد ایستادگی و تدبیر مادر خانواده، بار دیگر انسجام یافت. این اتحاد، در پایان سریال، معنایی فراتر از یک اتفاق داستانی داشت؛ استعاره‌ای بود از اتحاد ملی، از پیامی که می‌گوید اگر خانواده بماند، جامعه خواهد ماند. بی‌شک توجه به خانواده، یک «معروف دینی» و یک «ضرورت اخلاقی» برای ساخت جامعه‌ای سالم و رو به تعالی است و «شکارگاه» این حقیقت را به‌زیبایی در قاب هنر ریخت.

در جهانی که بسیاری از تولیدات نمایشی، ارزش‌های اخلاقی را به حاشیه می‌رانند و حتی گاه مرز خیر و شر را مخدوش می‌کنند، «شکارگاه» با تکیه بر اصالت فرهنگی و دراماتیک خود، اثری فاخر و اندیشمندانه عرضه کرد؛ اثری که هم سرگرم می‌کند و هم معنا می‌بخشد.