به گزارش پایگاه خبری خط معروف، دکتر حمید مردانیان، معاون علمی و فرهنگی ستاد امر به معروف و نهی از منکر، با انتشار یادداشتی پنجبندی درباره سریال نمایش خانگی «شغال» نسبت به ضرورت بازنگری در سازوکار تولید و پخش در محصولات این رسانه پرسشهایی را مطرح کرد. وی همچنین عادیسازی برخی مفاسد اجتماعی در این سریال را، از دو منظر بصری و محتوایی، مورد نقد قرار داد.
متن این یادداشت را در ادامه از نظر میگذرانید:
سریال «شغال» به کارگردانی بهرنگ توفیقی، یکی از تازهترین تولیدات شبکه نمایش خانگی است که با تبلیغات گسترده و تیمی از بازیگران مطرح وارد میدان شده، اما اگر این اثر را از منظر فرهنگی بررسی کنیم، پرسشها و دغدغههایی جدی پیش روی ما قرار میگیرد که نمیتوان به سادگی از کنار آنها عبور کرد.
یک - در کشوری که تاریخ آن سرشار از افسانهها، حماسهها و روایتهای پرمایه است، انتخاب یک خط داستانی کلیشهای و متأثر از ملودرامهای ترکی برای ساخت سریالی ایرانی جای تأمل دارد. چرا باید در حالی که ظرفیت بیپایانی برای روایت داستانهای بومی، تاریخی و اجتماعی داریم، باز هم به الگوهایی سطحی و تقلیدی پناه ببریم؟ این انتخاب نه تنها نشاندهنده بحران خلاقیت در فیلمنامهنویسی است، بلکه هشداری است درباره کمرنگ شدن هویت فرهنگی در محصولات نمایشی داخلی.
دو - نمایش عریان رفتارهایی که در فرهنگ دینی ما ذیل عنوان «منکر» شناخته میشوند، از جمله مصرف مشروبات الکلی، قمار، روابط خارج از عرف، مصرف پیاپی کوکائین و حتی بازنمایی بیپرده تعرض در این سریال بهگونهای است که انگار هیچ مرز یا محدودیتی در بازسازی بصری وجود ندارد. مشخصا، قسمت اول «شغال» این پرسش را ایجاد کرد که اساساً نظام نظارت بر محتوای فرهنگی در ایران از چه مسیری میگذرد که خروجی آن، تولید آثاری است که بیش از آنکه در جهت اعتلای فرهنگ عمومی باشند، به سمت بازتولید الگوهای مخرب میروند؟
سه - شاید عجیبترین نکته درباره سریال «شغال»، تغییر روند شخصیتپردازی کاراکتری به نام «کامیار» باشد. در قسمتهای ابتدایی، این شخصیت نمادی از پلیدی، فساد و انحراف اخلاقی معرفی شد؛ اما با پیشروی داستان، با ترفندهایی کهنه و غیرقابل قبول، این کاراکتر به تدریج از سیاهی مطلق به خاکستری تبدیل شد و حتی قابلیت همذاتپنداری پیدا کرد؛ گویی فیلمساز در حال القای این گزاره غلط به نسل جوان است که «اگر کسی سختی کشیده باشد، هر جنایتی از او سر بزند رواست!».
این موضوع در «شغال» به شکلی صورت گرفته که نه تنها منطق دراماتیک ندارد، بلکه نوعی بخشندگی تحمیلی برای رفتارهای غیرانسانی و جنایتکارانهای همچون تجاوز به عنف را به مخاطب القا میکند. این اتفاق بهشدت خطرناک است، چرا که در ذهن مخاطب، خشونت جنسی بهعنوان گناهی قابل چشمپوشی جلوه میکند؛ مسألهای که در هیچ نظام ارزشی، اعم از نظامهای دینی و غیردنی، از متجددترین کشورها گرفته تا جوامع سنتی، پذیرفتنی نیست.
چهار - وقتی داستانی با چنین حجم از انحرافات اخلاقی، مصرف مواد مخدر، نمایش قمار و الکل، و تغییر موضع نسبت به ارزشهای اخلاقی پیش میرود، نتیجه چیزی جز سریالی گرفتار در گرداب تناقضهای روایی و فرهنگی نخواهیم داشت. «شغال» به جای بازنمایی آسیبها با نگاه آسیبشناسانه، در بسیاری از لحظات، به نمایش عادی و حتی جذاب این آنها میپردازد. این موضوع بهمراتب خطرناکتر از صرف نمایش یک رفتار انحرافی است، چرا که مرز ارزش و ضد ارزش را در ذهن مخاطب مخدوش میکند.
پنج - «شغال» نه تنها از ظرفیتهای غنی فرهنگ ایرانی و میراث روایی ما بهرهای نبرده، بلکه با تقلید سطحی از الگوهای خارجی، به مسیری رفته که نه با ارزشهای فرهنگی ما همخوان است و نه با اصول درامنویسی منسجم. این سریال میتواند به عنوان یک نمونه مطالعهای برای تحلیل وضعیت تولیدات نمایشی در ایران باشد؛ وضعیتی که در آن، فقدان سیاستگذاری فرهنگی هوشمند و اصرار بر جذب مخاطب به هر قیمت، به تولید آثاری منجر میشود که بیش از آنکه هویتساز باشند، هویتزدا هستند.
با توجه به شرایط فرهنگی کشور، امید میرود که ساختار نظارت بر محتوای آثار شبکه نمایش خانگی، با اعمال نظر نخبگان فرهنگی، پویاتر شود و مسئولین امر، نسبت به تولید سریالهایی که میتوانند بر روان جامعه تاثیر منفی بگذارند، حساس و جدی باشند. طبعا در این زمینه میتوان از نظر کارشناسان خبره در عرصههایی همچون جامعهشناسی، روانشناسی و... نیز بهره برد.