پایگاه خبری خط معروف

چهارشنبه ۰۲ اردیبهشت ۱۴۰۵
کد خبر: ۱۱۹۹۶
چهارشنبه ۰۲ اردیبهشت ۱۴۰۵
در شرایطی که دولت لبنان علنا همدست توطئه اشغالگران علیه این کشور شده، مقاومت با همه آنها اتمام حجت می‌کند.
اتمام حجت حزب‌الله با صهیونیست‌ها و دولت لبنان

به گزارش پایگاه خبری خط معروف، به نقل از تسنیم، درحالی که رژیم صهیونیستی همچنان با بمباران خانه‌ها در جنوب لبنان به نقض آتش‌بس ده روزه در این کشور ادامه می‌دهد، مقاومت اسلامی لبنان دیروز با انجام عملیات جدیدی ضد صهیونیست‌ها، پاسخ آتش دشمن را با آتش داد و ثابت کرد که در سایه تجاوزات اشغالگران، عملاً هیچ آتش‌بسی در لبنان وجود ندارد و مقاومت هم بر این مبنا عمل می‌کند.

بنابراین از همان ساعات اولیه، رزمندگان مقاومت الگوی جدیدی از نبرد را در پیش گرفتند و نیروهای اشغالگر را در مناطقی که هنوز تحت کنترل آنهاست، هدف قرار دادند.

اتمام حجت حزب‌الله با صهیونیست‌ها و دولت سرسپرده لبنان

به گزارش الاخبار، در همین حال و برخلاف چیزی که دشمنان مقاومت در داخل و خارج لبنان سعی دارند تبلیغ کنند، دغدغه مقاومت اکنون به محاسبات داخلی یا برهم زدن برنامه‌های دولت لبنان و توازن قدرت در داخل مربوط نمی‌شود، بلکه حزب‌الله می‌خواهد به اسرائیل در وهله اول و به آمریکا از پشت سر آن و سپس به دولت سرسپرده و خودفروخته لبنان بگوید که جنگ زمانی پایان می‌یابد که اسرائیل به توقف کامل همه انواع نبرد و عقب‌نشینی کامل از لبنان متعهد شود؛ موضوعی که همچنان به عنوان یک بند بر سر میز مذاکرات آمریکا و ایران باقی مانده است.

آنچه امروز در لبنان می‌گذرد، ابهامی بین ارکان دولت در مورد مدیریت مذاکرات نیست، بلکه نقصی در خوانش تنش‌های داخلی است. در شرایطی که رژیم صهیونیستی همچنان لبنان را مورد تجاوز قرار می‌دهد و کوچکترین امتیازی هم در ازای خوش‌خدمتی‌های دولت لبنان ارائه نداده، این دولت به گونه‌ای رفتار می‌کند که گویی با یک فرصت دیپلماتیک طلایی روبروست؛ در حالی که واقعیت‌ها نشان می‌دهد لبنان در برابر تلاش مذبوحانه اسرائیل برای تحمیل اصل «حاکمیت امنیتی» به لبنان با زور، در راستای منافع خودش مواجه است.

خطرناک‌تر اینکه، مشغول شدن به جزئیات شکل مذاکره، مستقیم یا غیرمستقیم، به دشمن زمان و پوشش می‌دهد تا واقعیت‌های میدانی را تحمیل کند که بعداً به کارت قدرت آن برای هر مذاکره‌ای تبدیل می‌شود، و این همان چیزی است که اسرائیل از طریق تلاش برای کنترل بنت جبیل به دنبال آن بود.

پروژه چندمرحله‌ای رژیم صهیونیستی برای سیطره بر لبنان

در این چارچوب، بحث جاری در میان ارکان دولت لبنان در مورد سازوکارهای مذاکره، از مسیر واقعی که در میدان شکل می‌گیرد، جدا به نظر می‌رسد. اسرائیل منتظر نتایج میانجیگری‌ها نیست، بلکه در حال تثبیت چیزی است که می‌توان آن را مهندسی کنترل چند لایه نامید، که از طریق آن جغرافیای لبنان را به مناطق عملکردی تقسیم می‌کند تا امنیت مستقیم این رژیم را تأمین ‌کند؛ همانطور که اسرائیل کاتس، وزیر جنگ رژیم اشغالگر، گفت.

بر این اساس، منطقه اول در لبنان که رژیم صهیونیستی قصد تقسیم آن را دارد، مجاور مرز با عمق تقریباً ده کیلومتر، به سمت تبدیل شدن به نواری عاری از زندگی سوق داده می‌شود: تخلیه تدریجی ساکنان، تخریب سیستماتیک زیرساخت‌ها، و تبدیل روستاها به منطقه حائل دائمی.

در این منطقه، دیگر صحبت از حاکمیت واقعی لبنان نیست، بلکه از حضور صوری است که تحت فشار واقعیت‌های نظامی تحمیل شده توسط دشمن صهیونیستی، فرسوده می‌شود.

اما منطقه دوم، که تا رودخانه لیتانی امتداد دارد، به عنوان فضایی تحت نظارت امنیتی شدید ترسیم می‌شود، که در آن هرگونه ساختار مسلحانه ممنوع است و تحت نظارت برتری هوایی و فنی اسرائیل اداره می‌شود. در نهایت نوبت به فشارهای شدید علیه دولت لبنان برای خلع سلاح حزب‌الله می‌رسد تا اسرائیل بتواند به طور کامل بر لبنان مسلط شود.

بنابراین، پروژه رژیم صهیونیستی علیه لبنان فقط مرزها را هدف قرار نمی‌دهد، بلکه عملکرد خود دولت را نیز هدف قرار می‌دهد؛ از طریق سوق دادن آن به بخشی از یک سیستم امنیتی تحمیلی. این مسیری است که با گام‌های ثابت از طریق تخریب، هشدارها، و گسترش مناطق حائل پیش می‌رود، به طوری که هرگونه عقب‌نشینی از آن در آینده بسیار دشوار خواهد بود.

موضع قاطع مقاومت در برابر توطئه صهیونیستی با ابزار لبنانی علیه لبنان

اما مهمتر از آن، این است که مقاومت، قصد سکوت در برابر این واقعیت و یا ایستادن پشت دولتی که شکست دیپلماسی خود را ثابت کرده و به سمت توافقات تسلیمی می‌رود که نه تنها فاقد اجماع ملی داخلی است، بلکه فاقد پوشش عربی نیز می‌باشد را ندارد. این موضع قاطع مقاومت دیروز پس از اطلاعاتی مبنی بر شلیک موشک از لبنان به سمت مواضع رژیم اشغالگر، نمایان شد.

در مقابل، عملکرد دولت لبنان بیشتر شبیه به تلاش برای خرید زمان به نظر می‌رسد. شرط‌بندی بر تمدید آتش‌بس و تحرکات دیپلماتیک، نشان‌دهنده تلاشی برای به دست آوردن یک حاشیه سیاسی است، اما این روند در موازنه قوا تغییری ایجاد نمی‌کنند.

همچنین در حالی که بیروت از مذاکره صحبت می‌کند، تل‌آویو در حال تحمیل نتایج این مذاکره از پیش است؛ آن هم در شرایطی که لبنان فاقد هرگونه پوشش منطقه‌ای جدی برای این مذاکرات بوده و مشکل عمیق‌تر این است که لبنان با برگ‌های ضعیف وارد این مسیر می‌شود: شکاف داخلی و محدودیت در عناصر قدرت.

در این چارچوب دیروز، موضع ولید جنبلاط، رئیس سابق حزب سوسیالیست ترقی‌خواه و رهبر جامعه دروزی لبنان بعد از دیدار او با نبیه بری، رئیس پارلمان این کشور نمایان می‌شود که تاکید کرد: حداکثر کاری که لبنان می‌تواند انجام دهد، بازگشت به توافقنامه آتش‌بس 1949 با ایجاد توسعه‌ای در آن است که با مرحله کنونی همگام باشد.

ولید جنبلاط بر لزوم حرکت به سمت مذاکره از طریق کانال‌های واضح، مبتنی بر یک دستور کار مشخص که بر عقب‌نشینی و بازپس‌گیری سرزمین‌ها متمرکز است، تأکید کرد و گفت که کشور در حال گذراندن یک بحران بزرگ است که همچنان تشدید می‌شود و این مستلزم یافتن راه‌های عملی برای تثبیت آتش‌بس است.

سخنان جنبلاط به این معنا تفسیر می‌شود که او در کنار نبیه بری قرار دارد که هنوز هم از تأمین پوشش قانونی توافقی برای مذاکرات مستقیم خودداری می‌کند. این سخنان همچنین به این معناست که جنبلاط معتقد است مذاکرات مستقیم با عملکردی که لبنان انجام می‌دهد، نه تنها بی‌فایده است بلکه خطری برای داخل لبنان محسوب می‌شود.

سردرگمی اشغالگران در جبهه شمالی مقابل حزب‌الله

در میدان، برای چهارمین بار، صحنه دیروز سه‌شنبه با تمام عناصرش تکرار شد: سردرگمی اسرائیل، ابهام، روایت‌های متناقض، و سپس اتهام به حزب‌الله. این اتفاق پس از تحول میدانی قابل توجهی که در منطقه مرزی جنوب لبنان رخ داد، یعنی شلیک موشک و خمپاره به سمت نیروهای اشغالگر اسرائیلی مستقر در داخل خاک لبنان در شهرک رب ثلاثین، افتاد.

این حادثه در چارچوب تشدید تدریجی تنش‌ها پس از یک سری "حوادث امنیتی" که نیروهای اشغالگر اسرائیلی را در روزهای گذشته هدف قرار داده بود، اتفاق افتاد.

بر اساس گزارش رسانه‌های عبری، "دو حادثه امنیتی همزمان" در جبهه شمالی اراضی اشغالی رخ داد: اولی هدف قرار دادن مستقیم زمینی نیروهای اسرائیلی در رب ثلاثین، و دومی نفوذ هوایی که شامل پرتاب یک پهپاد از خاک لبنان به سمت شمال فلسطین اشغالی بود، که باعث شد سامانه‌های پدافند هوایی اسرائیل، موشک‌های رهگیر شلیک کنند.

ارتش صهیونیستی، به سرعت حزب‌الله را مسئول شلیک موشک‌ها دانست و آنچه را که رخ داد "نقض آشکار توافق آتش‌بس" خواند. این ارتش اعلام کرد که سکوی پرتاب را در عرض چند دقیقه پس از عملیات هدف قرار داده است.

در مقابل، حزب‌الله اعلام کرد که رزمندگانش مواضع توپخانه ارتش دشمن اسرائیلی در شهرک کفرجلعادی، که منبع گلوله‌باران توپخانه‌ای به سمت شهرک یحمر الشقیف بود را با رگبار موشکی و دسته‌ای از پهپادهای انتحاری هدف قرار دادند و این عملیات در پاسخ به نقض‌های آشکار و مستند دشمن اسرائیلی که از زمان اجرایی شدن آتش‌بس بیش از 200 مورد بوده است، شامل حمله به غیرنظامیان و تخریب خانه‌ها و روستاهایشان، انجام شد.

در مقابل، داده‌های میدانی نشان می‌دهد که سرعت "حوادث امنیتی" که نیروهای اشغالگر اسرائیلی با آن مواجه شده‌اند، از زمان نقض آتش‌بس در 16 آوریل جاری متوقف نشده و الگوی این حوادث متنوع بوده است، از بمب‌های کنار جاده‌ای و مین‌ها تا درگیری‌های مستقیم، و در نهایت حملات موشکی.

روزهای گذشته شاهد یک سری انفجارها در میان نظامیان و تجهیزات ارتش صهیونیستی با بمب‌های کنار جاده‌ای بود که خودروهای نظامی اسرائیلی را در همان بخش هدف قرار داد و منجر به کشته و زخمی شدن نیروهای دشمن شد، این در حالی است ارتش رژیم اشغالگر بخشی از این خسارات و تلفات را با تأخیر پذیرفت.

ناظران صهیونیست در رسانه‌های عبری تاکید کردند که عدم پاسخ به این "حوادث" باعث تشویق به انتقال تنش به سطح بالاتری شده است، که امروز با شلیک مستقیم موشک به نیروهای اسرائیلی در داخل خاک لبنان نمود پیدا کرده است.

در این زمینه، ناظران صهیونیست آنچه را که در حال وقوع است، "آزمونی واقعی" برای مقامات اسرائیلی دانستند. از سوی دیگر، درحالی که عملیات‌های حزب‌الله در واکنش به نقض آتش‌بس از سوی رژیم صهیونیستی انجام می‌شود، این رژیم با گستاخی، حزب‌الله را متهم به نقض می‌کند؛ آن هم در شرایطی که علاوه بر بمباران‌های ارتش اسرائیل علیه خانه‌ها در جنوب لبنان، نیروهای اشغالگر همچنان در خاک لبنان مستقر هستند و به تجاوزات خود ادامه می‌دهند.

این تحولات همزمان با یک مسیر مذاکراتی غیرمستقیم بین ایران و ایالات متحده بود که به آنچه در لبنان در حال وقوع است، ابعاد منطقه‌ای می‌بخشد، زیرا جزئیات صحنه میدانی در جنوب لبنان به میز مذاکره ایران و آمریکا منتقل می‌شود؛ چیزی که نشان‌دهنده ارتباط متقابل میدان و سیاست است.

در پایان بین تشدید عملیات‌ها، ابهام در اعلام رسمی، و تبادل پیام‌ها با آتش، جبهه جنوبی به روی احتمالات متعددی باز است؛ از کنترل درگیری در محدوده مرزی خود، تا لغزش به سمت یک رویارویی گسترده‌تر در صورت ادامه تشدید تنش با همین سرعت.